زندگی زیباست

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است.

Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.


Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

Create - خلق کنید
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

Decide - تصمیم بگیرید
 تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را
به طرف شما پیدا می کند و اتفاقا
ت خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

Explore - کاوشگر باشید
 جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

Forgive - ببخشید
 ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

Grow - رشد کنید
 عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید
تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

Hope - امیدوار باشید
 به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،
البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

Ignore
- نادیده بگیرید
 امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

Journey سفر کنید
 به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

Know - آگاه باشید
 آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

Love - دوست بدارید
 اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است،
تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

Manage - مدیر باشید
 بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد.
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

Notice - توجه کنید
 هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید
و هر نوع کمکی را که قادرید به
این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

Open - باز کنید
 چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

Play - بازی و تفریح کنید
 فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد.

Question - سوال کنید
 چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

Relax
آرامش داشته باشید
 اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود
و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

Share - سهیم شوید
 استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

Try - تلاش کنید
 حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.

Use - استفاده کنید
 از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما
پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

Value - احترام بگذارید
 برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

Warm
- صمیمی باشید
 با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان
به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود.

X-Ray - اشعه ایکس
 با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را
در قلب آنها خواهید دید.

Yield - اجازه دهید
 اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.
اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها سعادت واقعی را خواهید یافت .

Zoom - تمرکز کنید
 زمانی که خاطرات تلخ، ذهنتان را پر کرده است سعی کنید با مثبت اندیشی به آینده فکر کنید.
و بر خوشبختی که در ادامه ی عمر در انتظارتان است تمرکز کنید.

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

 

در دل خسته ام چه میگذرد

این چه شوریست باز در دل من

باز از جان من چه میخواهند

برگهای سپید دفتر من

من به ویرانه های این دل چون بوم

روزگاریست های و هوی دارم

ناله ای دردناک و روح گداز

بر سر گور آرزو,دارم

این خطوط سیاه سر در گم

دل من, روح من,روان من است

آنچه از عشق او رقم زده ام

شیره ی جان ناتوان من است

سوز آهم اثر نمی بخشد

دفتری را چرا سیاه کنم

شمع بالین مرگ خود باشم

کاهش جان خودنگاه کنم

بس کن این سیاه کاری,بس

گرچه دل ناله میکند:((بس نیست))

برگهای سفید دفتر من از شمارو سیاه تر کس نیست!!

 

 خوب اینم از بنددوم وبلاگ من که با یکی ازسروده های فریدون مشیری آغاز شد.امیدوارم خوشتون بیاد.

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

ما فقط یه بار دنبا میایم و توی جاده زندگی نوشته (دور زدن ممنوع)

یه جایی خوندم که نوشته بود قلب ها از حرف های نا گفته بیشتر میشکنه تا حرف های گفته.

چقدر خوبه آدما با هم رو راست باشن و حرف نا گفته ای وجود نداشته باشه.گاهی وقتا همین نگفته هاست که ایجاد مشکل میکنه.شایدم گاهی بر عکس باشه!!

بیاین نذاریم حرفامون تو دلمون بمونه.اگه کسی رو دوست داریم یا حرفی تو دلمونه که باید بگیم نگهش نداریم.چرا همش خودمون رو سانسور میکنیم!

بعضیا به همسر, پدر, مادرو حتی بچه هاشونم نمی گن که دوسشون دارن.اونا از صبح تا غروب حاضرن صد مدل ویتامین و غذا و ...مختلف به بچه هاشون بدن اما این جمله رو نگن.ولی باور کنین اگه یه نوازش,یا آغوش گرم,و یه جمله دوست دارم رو به اونا بگین با تموم کارایی که واسشون کردین برابری میکنه.حالا فرقی نمیکنه که اون شخص بچه باشه یا یه آدم 90ساله!همه ی آدما تشنه ی محبتن.تشنه ی این هستیم که بگیم هستیم,دیده بشیم,درک شیم و ...

به نظر من اینا نیازهای اصلی روح آدماست.که اگه نباشه منشا خیلی چیزا میتونه باشه.

حالا قلمت رو بردارو دو خط بنویس برای اونی که دوسش داری حتی غلط یا کودکانه.اگه نمیتونی بنویسی یه شاخه گل واسش بخر.اینم اگه نتونستی واسش دعا کن و موج مثبت بفرست.کم خرج ترین راه و مثبت ترین راه ابراز علاقست.مطمئن باش فرشته ها اون موقع هستن که امواج مثبتو به ساحل دلش برسونن.باور نداری؟خوب امتحان کن.نظرت رو هم واسه من بذار.مرسی از اینکه خوندیش.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

علی کوچولو گفت:کجا بودی؟دنبالت میگشتم.

گفتم :چیکارم داشتی؟

هیچی.میخواستم تماشات کنم.

سارا گفت:مگه تلویزیونه؟وبعد همه بچه ها خندیدند.

همون موقع علی کوچولو جلو اومد ویه نیشگون از گونه ام گرفت و وانمود کرد که گذاشته دهنش و گفت: به به, چه خوشمزه است.

من مات ومتعجب نگاهش کردم.چقدر صادقانه احساسش رو ابراز کرد!!علی کوچولو ادا در نمی آورد اصلا قصد شیطنت و فریب دادن منو نداشت.حرف دلش رو زد خیلی ساده و بی شیله پیله.کاری رو انجام داد که دلش بهش گفته بود و میدونست منم ناراحت نمیشم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

یک هفته پس از خلقت آدم
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی
خودش نریخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاکومبازانومبا(یعنی من موقع زن گرفتنمه)
بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی کروکدیل شکار کنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم که اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت(که مثلا هول شدی)
.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه کشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می کنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند.در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا بر جاست.

هم اکنون:
به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از”ام اس ان” یا “آی سی کیو”هم می توانید استفاده کنید ولی انها آیکنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست “اد” می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد.

به هر حال مبارکه....
 

نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه؟
در انگلیس شما یک کیف اسکناس می برید و با اوون ماشین می خرید....اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برید و با آن یک کیف می خرید.

اگر گفتید فرق گردش در تهران و پاریس چیه؟
در پاریس هر وقت خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شید و در تهران هر وقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید.


اگر گفتید فرق محل کار ایرانی ها و امریکایی ها چیه؟
مردم امریکا در خانه استراحت می کنند...در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح...اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند...در اداره استراحت و در خیابان کار.

اگر گفتید فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه؟
یک نویسنده آلمانی وقتی نوشته هایش چاپ شد معروف می شود و یک نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود..

اگر گفتید فرق یک تاجر ایرانی با یک تاجر عرب چیه؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شه.... اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و بد بخت می شه.

اگر گفتید فرق پلیس راهنمایی و رانندگی ایران با جاهای دیگه دنیا چیه؟
در همه جای دنیا وقتی ترافیک ایجاد بشود سرو کله پلیس راهنمایی و رانندگی پیدا می شود...اما در ایران وقتی سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک ایجاد می شود.

اگر گفتید فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیه؟
در همه جای دنیا وقتی کسی موفق شود همه به او نزدیک می شوند و با او شریک می شوند و به او کمک میکنند ...اما در ایران وقتی کسی موفق شود همه از او فاصله می گیرند و رابطه شان را با او قطع می کنند و جلوی کارش را می گیرند.

اگر گفتید فرق یک زندانی در ایران با یک زندانی در اروپا و امریکا چیه؟
در اروپا و امریکا وقتی کسی زندانی می شود اعتبارش را از دست می دهد...اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود اعتبار به دست می آورد.

اگر گفتید فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری کانادا چیه؟
سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد و به آنها کمک می کند از مردم پول می گیرد....اما سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم را می گیرد از آنها پول می گیرد.

اگر گفتید تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه؟
در همه جای دنیا وقتی آدم دشمن داشته باشد جلوی کارش گرفته می شود....در ایران وقتی آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگیزه کار پیدا می کنند.

من در مورد این تفاوت ها چیزی نمیگم خودتون قضاوت کنید...

نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

برای لذت بردن از یک زندگی ایده آل

به درون ناشناخته ی خود سفر کنیم.

تا علایق اصلی خود را کشف کنیم.

عشق توصیفی غیر ممکن و محال دارد که هیچ کس جز آفریننده اش قادر به این توصیف نیست.

آنچه ما می گوییم شرح عاشق شدن است,شرح تایید عشق است نه توصیف آن.حتی آنانکه که مجذوب نگاه معشوق خویش اند قادر به توصیف آن نخواهند بود

زیباییهای عشق توصیف ناشدنی است مانند همه ی زیباییهای دیگر...

 

نوشته شده در یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

مردها زن ها را دوست دارند چون

*چون همیشه احساس می‌کنند جوانند، حتی وقتی پیر می‌شوند.

*
چون هر وقت کودکی را می‌بینند لبخند می‌زنند.

*
چون وقتی مسیر مستقیمی ‌را طی میکنند همیشه مستقیما" روبرو را نگاه می‌کنند و هرگز به طرف ما مردان که با لبخند راه را برایشان باز کرده ایم برنمی‌گردند تا تشکر کنند
.

*
چون در همسرداری به گونه ای رفتار می‌کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد


*
چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز بکار می‌گیرند و هرگز برای کاری که انجام می‌دهند توقع تشکر ندارند.

*
چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می‌افتد را جدی می‌گیرند.


*
چون فقط عاشق پیش غذاها ی متنوع و رنگارنگ و آرایش ملایم و زیبا هستند در حالیکه ما عاشق نوشیدنی‌های مخرب هستیم.

*
چون آنها با همان دقت و ظرافتی که میکل آنژ تابلویSistine chapel را کشیده است، به زیبا ساختن خود دقت میکنند
.

*
چون برای حل مشکلات، روش های خاص خودشان را دارند؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی‌کنیم و همین ما را دیوانه می‌کند
.

*
چون دقیقا" وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند، با ترحم به ما می‌گویند: " دوستت دارم" ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم
.

*
چون وقتی می‌خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می‌دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی‌دهند.


*
چون گاهی از چیزهایی شکایت می‌کنند که ما هم آن را احساس می‌کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی، به این ترتیب ما می‌فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند!

*
چون داستان‌های عاشقانه می‌نویسند
.

*
چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگو نه می‌توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند، تلف نمی‌کنند
.

*
چون در حالیکه ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می‌کند، آنها هم محکم و بی منطق می‌جنگند و سعی می‌کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند
.

*
چون وقتی به آهنگ Rolling Stones با صدای Angie گوش می‌دهند، چشمهایشان از حدقه بیرون می‌زند
.

*
چون آنها می‌توانند مثل مردها بلوز و شلوار بپوشند و سر کار بروند، درحالیکه مردها هرگز جرئت نمی‌کنند دامن بپوشند و بروند سر کار
.

*
چون همیشه می‌توانند یک ایراد بزرگ از زنی که ما گفته ایم زیبا است بگیرند و به ما بقبولانند که بی سلیقه هستیم و اشتباه می‌کنیم
.

*
چون ما از آنها متولد شده‌ایم و به سوی آنها نیز باز می‌گردیم..


*
و پائولو می‌گوید: ما عاشق آنها هستیم چون زن هستند.....به همین سادگی.

و یکی دیگر از نظرات خواننده‌های ما که بسیار زیبا گفته است
:
زندگی و افکار ما همیشه حول محور آنها می‌چرخد، تفکر و روح لطیف آنها، ما را با قدرت به دنیایی دیگر می‌کشاند که ما هرگز به آن راه نداریم. خنده‌ی آنها و دیدن اشک شادی یا غم آنها، روح ما را نوازش می‌کند. زن‌ها، از نظر مردها اعجاب انگیز ترین موجودات خلقت هستند و همیشه هم خواهند بود.

اینا نظرات من نیستا.نظر یه آقاست اگه اعتراضی دارین بگین.اما من بیطرفم!!!!چند درصد با این گفته ها موافقید؟؟خوشحال میشم  اگه بگین.

 

نوشته شده در یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

 

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

 

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته ، محروم می کند

 

در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

 

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود آن را می سازد

 

در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم

 

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند

 

در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است

 

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

 

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

 

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را که میل دارد نیز بخورد

 

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است

 

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

 

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

 

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

 

نوشته شده در یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

باز هم خواب ریاضی دیده ام

خواب خطهای موازی دیده ام

خواب دیده ام ایگرگ زگوند

خنجر دیفرانسیلم گشته کند

دست و پای بازه ها را بسته ام

از کمند منحنی وارسته ام

شیب هر خط را به تندی می دوم

گوش ایگرگ پریم ها میجوم

گاه در زندان قدر مطلقم

گه اسیر زلف حد و مشتقم

گاه خطها را موازی می کنم

با توان ها نقطه بازی میکنم

لشکر تمرین دارم بی شمار

تیغی از فرمول دارم در کنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند

پاره خطها,نقطه ها پژمرده اند

در ریاضی بحث انتگرال نیست

صحبت از تبدیل رادیکال نیست

هیچ را زین مصیبت غم نبود

صفر صفرم هم دیگر مبهم نبود

آری,آری خواب افسون میکند

عقده ها از سینه بیرون می کند

مردم ,ازxوy داد,داد

روزهای بی ریاضی یاد باد!!!

نوشته شده در یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

این مطلب هم جالبه بخونین...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

Design By : Night Melody