زندگی زیباست

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است.

از دلت دلگیرم

از خنده هایت سیرم

دیدی که در نگاهت زنجیرم

در جادوی دستانت اسیرم

زره پوشاندی بر قلبت از حمله ی تیرم؟!

 

گفته بودم که بی تومی میرم

گفته بودم که بی باران نگاهت خشکم و کویرم

ولی!

تو باور نکردی من اینقد سرکش و خیرم!

نگاه آنی ات را کردی جیره ام؟!

رها کردی مرا در روزهای تیره ام؟!

 

هنوز هم باور نداری!

                                  من بر این روزها هم چیره ام!

رفتی ومن...

غرق کردم خودم را درپیله ام!

تو نفهمیدی که من، بی شیله ام؟!

من همان پروانه ی بی کینه ام؟!

طی شدند آن روزهای دیرینه ام...

 

تو بمان،من هم بمانم

تو جدا،من نیز جداتر...

 

 

پ.ن.1.وقتی تو رفتی قافیه ها سکته کردند و وزنها از درد رفتنت دیگر به چشم میزان ها نیامدند!معنا ازکلامم رو گرداندو بی قافیه گی هم شد قانون خط خطی هایم!هیچ ضربی دیگر برایم آهنگین نیست جز حضور تو در انتهای مصرعهای زندگیم...صدایت در جانم ته نشین کرده چه حلّالی بریزم تا...

پ.ن.2.جسارت قلمم را معذرت به عرصه ی شعرو شاعران...خواست به دستور احساسم روی کاغذ دیوانگی کنه...منم جلودارش نشدم...ببخشید اگر پرایراده!!

نوشته شده در جمعه ۳ دی ۱۳۸٩ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

Design By : Night Melody