زندگی زیباست

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است.

روزی ابریشمی برگ درختی رابرگرفته و با صدای بلند میگفت...

خدایابه تو عشق می ورزم که به من قدرت عشق ورزیدن را آموختی

خدایا من با تو سخن میگویم که توانایی سخن گفتن به من بخشیده ای

خدایا من با تو راز و نیاز میکنم که به من اجازه دعا کردن داده ای

خدایا من بخشندگی را از تو آموختم , به همه آنانی که از کنارم میگذرند کلام خوش و نیت خیرم را می بخشم

خدایا تو به من قدرت  انتخاب داده ای من راه عشق را برگزیده ام که در حرم الهی تو , منزل کنم

خدایا سرنوشت را به دست خودم سپرده ای من با اعتماد به تو , آن را در لوای قانون عدل الهی ات قرار میدهم

خدایا تو با مهر به اعمال من می نگری تا من بیاموزم...

نخست به خودم بنگرم ,از خود بپرسم , خویش را سرزنش کنم و برای گناه خویش , کسی را جز خود مقصر نبینم

میدانم هیچ بهانه ای را نمی پذیری , که قلب دوست را آزردم و گونه اش را نمناک کردم...

خدایا گاه نمیدانم مقصدم کجاست!

خسته و بی سامان...

با ابرهای دلتنگی , که از چشمانم می گریند خود را فرو میریزم...

می گذارم شیون دلم از میان تاریکی ها بگذرد وبی تاب آغوش تو ,نور را بجوید

از لا به لای تاری اشکم, انوار عشقت را میبینم که برای رسیدن به من عرش را درمی نوردند.

خدایا حریر رحمتت را بر سرم می نشانی تا بیاموزم محبت,سبک و لطیف بر وجود دوست مینشیند.

باران رحمتت بر زندگی ام میبارد تا عطش حسد دلم را فرو نشان.

به من می آموزی که رشد در عشق جوانه می زند,

عشق در محبت ریشه می دواند

ومحبت سر فصل همه ی آموختنی های توست.

و دلخوشی من به آن روزی است

که مهر در قلبم, بی بهانه ی غروب, طلوعی جاودانه داشته باشد....

 منبع:مجله ی موفقیت

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط مرضیه نظرات () |

Design By : Night Melody