زندگی زیباست

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است.

طغیان. می‌دانی برای من یکی لااقل بار معنایی با شکوهی دارد. در ذهنم طغیان کردن انگار یعنی بر بلندای قله‌ای ایستادن و جهان را به مبارزه طلبیدن...

اشکال شاید همین ‌جاست: جهان را به مبارزه طلبیدن، روبروی ارزش های خانواده، فرهنگ، سنت ایستادن؛ طغیانی توخالی است مگر این‌که فرد آنقدر جسارت داشته باشد که علیه وضع موجود خودش، عادت‌ها و باید‌هایش، مرزهای روح و تنش مدام طغیان کند و صحت‌شان را زیر سوال ببرد. تا با خودت سرکشی نکنی، سرکش نیستی... و من دلم می‌گیرد، به راستی دلم می‌گیرد وقتی خودم یا بقیه را دچار توهم طغیان می‌بینم، گوسفند واره‌‌ای در لباس ببر، اسیر هزار و یک عادت، هزار و یک سکون موجه...

نمی دانم که بود که می‌گفت خدا انسان را افرید و انسان توجیه را.

یاغی اول علیه توجیهات درونی خودش قیام می‌کند. تازه آن وقت به فعلش می‌شود گفت طغیان

 

نوشته شده در جمعه ٢٢ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط مرضیه نظرات () |

Design By : Night Melody