زندگی زیباست

تمام چیزى که خدا از بشر مى خواهد یک قلب آرام است.

یکی بود،یکی نبود.آن یکی که وجود داشت،چه کسی بود؟همان خدا بود وغیر از خداهیچکس نبود. این

قصه را جدی بگیرید که غیر از خداهیچ کس نیست...

 

استادى از شاگردانش پرسید: چراما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

 

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون درآن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم.

 

استاد پرسید: اینکه آرامش مان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل، کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

 

شاگردان هر کدام جواب‌ هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

 

سرانجام استاد چنین توضیح داد:هنگامى که دو نفر از دست یکدیگرعصبانى هستند، قلب‌هایشان ازیکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

 

سپس استاد پرسید: هنگامى که دونفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى باهم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.فاصله قلب‌هایشان بسیار کم است.

 

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط درگوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان بازهم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

 

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگرنگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...

 

امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود.

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط مرضیه نظرات () |

Design By : Night Melody