هوابس ناجوانمردانه سرداست...

بوم و رنگم رابرداشتم...

دلگیرو دلتنگ که می شم رنگها می شن همدم و همزبانم...

بوم بیچاره باید تحمل کند نقشهای دلتنگی مرا...

این روزهایم ثابت و خاکستریست...حتی نفس کشیدنم هم خاکستری شده...خدا کنه که بارون بباره وگرنه من خواهم مرد....

 

عازم سفری هستم ...دلم برای این روزهای دریا،برای جوش و خروشش تنگ شده... برای خشم این روزهاش...ومهربونیه ساحل که چجوری دریای پراز خشم رو با مهر به آغوش میکشه ...که اصلا خشم حالیش نیست...نه دریا منت بزرگیشو به سر ساحل داره ونه ساحل خجالت زده از کوچیکیش...

قلم مو رو میکشم به رنگ...رنگ آدما رو سفید میزنم چون تودنیای کوچیک من همه خوبن...

یکی نگاه می کنه به بومم ومیگه...چرا سفید؟پس چه رنگی؟سبز!چرا؟یادت رفته که خدا از روحش تو وجود آدما دمیده...یادت رفته که همشون نمونه هایی از عظمت خلقت و آفرینش خدان؟پس سبزن!

رهگذری می خنده و فریاد می زنه نه!بعضیاشون قهوه این...بعضیاشون غم زده...بعضیاشونم غرق شدن و فراموش... سیاهن،آبین،بنفشن...پس هزار رنگن...

غصه میخوردم که خدایا تو که همه رو یکرنگ آفریدی پس این همه رنگ و وارنگی از کجا اومد؟!!

دلم می خواست میتونستم اونقدر رنگها رو ترکیب کنم تا رنگ ادمها رو بدست بیارم...تا برسم به یک رنگ ثابت...اما...

حیرانم از این همه درهم بودن...از این همه زیرو رو...

نشستم زیر درخت بید...که تنهای تنهاست...وباد هرجور که دلش میخواد شاخه هاشو می رقصونه...آخه قدرتی نداره که بخواد مقاومت کنه...که نزاره باد برگاشو به هرطرف که می خواد ببره...اگرم مقاومت کنه اونقدر ظریفه که می شکنه...

با خودم زمزمه میکنم...

"مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیرپیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ..

ایدمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

منم من ، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من،سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم، دشنام پس آفرینش،نغمه ی ناجور

نه از رومم،نه از زنگم ،همان بیرنگ بیرنگم

بیابگشای در،بگشای،دلتنگم

حریفا!میزبانا!میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست،مرگی نیست

صدایی گر شنیدی،صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد ،سحر شد، بامداد آمد ؟

فریبت می دهد،برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است…"

/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من او

سلام . خیلی خوشحالیم که کسی مثل شما با این همه احساس لطیف که در قالب کلام وکلمه جاری است به ما سر زد. بازم از این کارا بکن.

من واو

سلام. مرسی به ما سر زدی . راستی مبارکتون باشه جایزه ی کانون واسهطرح کتابت قرآن یاعلی

حنانه

سلام عزیزم. اومدم یه سری بهت بزنم.[چشمک] موفق باشی. [گل]

کوروش

سلام زیبا نوشتی اما دلگیر وغمناک شاد باشی [گل][گل][گل]

انسانم آرزوست

سلام . با آرزوی بهترینها. . بروزم با:براستی ما ملت گمشده ایم یا دیگران مارا گم کرده اند؟[متفکر]

حدیث

سلام خیلی قشنگ بود[گل] میدونی که خیلی به حال و هوای این روزام میخوره[ناراحت][ناراحت][ناراحت] موفق باشی[گل][گل][گل]

توحید

زیبائی زندگی در سادگی است. موفق باشین[گل]

مجید

سلام گلم خوبی قبل از هر چیز باید بگم وب بسیار زیبا پر محتوی داری مطلب جدید شما بسیار عالی ومانند پاییز زیبا دلگیر بود موفق باشی به ما سر بزن خوشحال میشم نظر فراموش نشه[گل][گل][گل]

عاشق کوهستان

[گل][گل] سلام