عشق من ازت متنفرم!!

علاقه و محبت شدیدی که سابقا به تو ابراز می کردم
دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
روز به روز بیشتر میشود و هرچه تو را بیشتر می شناسم
به دورویی و دورنگی تو بیشتر پی می برم و
این احساس در قلبم جای می گیرد که بالاخره باید
از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم که
روزی شریک زندگی تو باشم
اگرچه دوستی با برگها بهاری کوتاه بود ولی
بسیاری از اوراق و صفحات زندگی تو برای من روشن شده و مطمئن هستم که
جز تظاهر و دورویی چیز دیگری نیست
اگر دوستی ما سر بگیرد تمام عمر را
با پشیمانی خواهم گریست و اگرچه افسانه ی آشنایی ما غیر از این باشد از هم جدا
خوشبخت می شویم و حالا لازم است بگویم
این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است اگر
در صدد دوستی با من باشی بنابراین من از تو می خواهم
جواب نامه را ندهی چون نامه ی تو سراسر از
دروغ و تظاهر و خالی از هر گونه
محبت و علاقه است و تصمیم گرفتم برای همیشه
تو و یادگار عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمی توانم
دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم


حالا اگر می خواهی به علاقه و محبت من نسبت به خودت پی ببری نامه ای را که نوشتم دوباره یک خط درمیان بخوان.

/ 2 نظر / 29 بازدید
NAZBAR

یادمان باشد همیشه ذره ا ی حقیقت پشت هر "فقط یک شوخی بود" کمی کنجکاوی پشت "همین طور پرسیدم" قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" مقداری عصبانیت پشت "چه میدونم" و اندکی درد پشت "اشکالی ندارد" وجود دارد.

NAZBAR

یادمان باشد همیشه ذره ا ی حقیقت پشت هر "فقط یک شوخی بود" کمی کنجکاوی پشت "همین طور پرسیدم" قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" مقداری عصبانیت پشت "چه میدونم" و اندکی درد پشت "اشکالی ندارد" وجود دارد.