پروانه و پیله..

مردی شاخه ای را که یک پیله پروانه در آن انتظار تولد را می کشید، پیدا کرد و با خود به خانه برد،یک روز سوراخ کوچکی در پیله پروانه ظاهر گشت،او نشست و ساعتهای متمادی به تلاش غریزی بدن پروانه،گرداگرد آن روزنه کوچک را تماشا کرد.

به نظر می رسید که تولد پروانه خارج از تواناییش میباشد و با کوشش و تقلای فراوان تنها توانست قسمتی از بدن خود را از آن سوراخ کوچک بیرون بکشد.
پس از مدتی اینگونه تصور می شد که آن پروانه هیچ حرکتی نمی کند و دیگر نمی تواند ادامه دهد و انگار هرگونه حرکتی متوقف شد.

بنابراین مرد تصمیم گرفت کاری کند تا شاید به پروانه کمکی کرده باشد.او یک قیچی برداشت و با دقت بسیار شروع به بریدن بقایای پیله کرد.بعد از این کار پروانه به راحتی از سوراخ پیله ای که توسط مرد بزرگتر شده بود بیرون آمد.

اما چیزهایی عجیب بود...پروانه بدنی متورم اما کوچک با دوبال چروکیده و ناتوان داشت مرد همچنان منتظر ماند و با نگرانی پروانه را تماشا میکرداو انتظار داشت بالهای پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند این بدن چاق را در پرواز تحمل کنداما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد.

زیرا در حقیقت پروانه مابقی عمر خود را به خزیدن به اطراف با بالهای چروکیده و تن ورم کرده گذراند و از آنجا که از تجدید قوا برای دوره زندگیش ناتوان بود هرگز قادر به پرواز نبود.آنچه این مرد با مهربانی و شتاب خود انجام داد سبب این اتفاق بود.

سوراخ کوچکی که در پیله وجود داشت حکمت خداوند متعال بود و تنیدن پیله و تلاش پروانه برای خلاصی از آن روشی است که طبیعت برای جاری ساختن مایع موجود در بدن پروانه به بالهایش در نظر گرفته است تا بدینوسیله پروانه بتواند زمانی که از پیله خلاصی یافت، به پرواز در آید.

و جالبتر اینکه خدا محدودیت را برای پیله و تلاش برای خروج را برای پروانه بوجود آورده است...

بدین صورت که در زمان خروج از پیله مایع خاصی از بدنش به شریان های ظریف بالهایش ترشح می شود و او را قادر به پرواز می کند...

بعضی اوقات تلاش و کوشش و تحمل مقداری سختی در مقابله با مشکلات زندگی دقیقا همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم.اگر خداوند این قدرت را به ما می داد که براحتی و بدون هیچ مانعی به اهداف خود برسیم و بدون هیچ ستیز و تقلایی آرزوهایمان را تحقق بخشیم شاید چنین توانایی و اراده ای که اکنون داریم نداشتیم.اوست که بهترین ها را برای ما میخواهد...پس هیچیک از کارهایش بی حکمت نیست...

اگر عبور از جریان زندگی بدون مواجه شدن با موانع مختلف صورت می گرفت، ما بی تحرک و ضعیف می ماندیم و پرواز را که همانا دستیابی به اهداف متعالی انسانیت است را هرگز تجربه نمی کردیم...به قول بزرگی" فاصله هرمشکل تا راه حل،فاصله زانوان ما تا زمین است،پس هرکس در برابر خدا زانو بزند در برابر هر مشکلی می ایستد."

تجربه!
تجربه چیزیست که بسادگی بدست نمی آید، مگر درست بعد از زمانی که به آن محتاجی!

شاد باشید و پایدار...

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویای خیس

سلام بر شما خیلی جالب و خواندنی بود سنگی ست زیر آب ، ولی آن شکسته سنگ زنده است می تپد به امیدی در آن نهفت دل بود ، اگر به سینه ی دلدار می نشست گل بود ، اگر به سایه ی خورشید می شکفت " بدرود تا سلامی دگر [خداحافظ]

رویای خیس

سلام بر شما گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه ام صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند شانه هایم تاب زلفت را ندارد پس مخواه تخته سنگی زیر پای آبشاری بشکند بدرود تا سلامی دگر [خداحافظ]

شمالی

سلام دوست من دوباره خوندم و لذت بردم ... [گل]

مسی

سلاممممممممممممممممممممم!!!اومدم دوباره..بدو بيا يه اپ خفن دارم برات....کلي حرف زدم...حتما بخونش..اميدوارم برات مممممممممفيد باشه و از اون لذت ببري....گلکم....حتما بيا و نظر بده ........!!!!! منتظرتم ....بدو که منتظرتم....عععععععععععععزيزم....من دوباره اومدم....بدو بيا!!!!!!!!!!!!!!!!!![گل][قلب][خونسرد]

خاطره

[لبخند]متشکرم خانم مرضیه متن بسیار زیبایی را نوشته اید.به دوستانم هم معرفی کردم متن شما رو .موفق باشید

خاطره

من متن شما رو به سایت کیمیاگری ارسال کردم تا دوستانم هم از متن شما لذت ببرند.

غریبه

سلام سخن دربندزبان است وآن سخن که دربندزبان نیست پی نوشت دل است بسیارزیبا جذاب ودوست داشتنی به من هم سری بزنید خوشحال می شم اگه خوشتون اومد لینکم کنیدوبهم اطلاع بدیدتا لینکتون کنم موفق باشید یاعلی[گل]

314

آقایون وخانمها!!!!!!!!!!!!! یه خبر خیلی خوب براتون دارم بیاید تا بهتون بگم پشیمون نمیشید منتظرما!!!!!!!![منتظر]

پرويز

زندگي را از طبيعت بياموزم ، مثل ابر با كرامت باشم . چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ،مثل خورشيد با سخاوت و مثل رود ، روان.