و تنها عشق می ماند...

بهار را دیدمو از او پرسیدم:

چرا شما فصل ها می آیید و می روید

گفت:مگرماو دنیارا نمی شناسی؟ما همه می رویم

گفتم:پس که می ماند و چه؟وچرا؟

گفت:تنها عشق می ماند و آفریدگارش.اما برای چه نمی دانم.

اما گمان دارم برای آن می ماند که تو برایش تامرز فنا می روی...

 

پ:ن.این روزها همه چیز درحال جوشش است،دل من هم می جوشد.

باورکن نگاهم سخت دلتنگ خنده های توست...

/ 20 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پدرام

درون توست اگر خلوتی و انجمنی ست برون ز خویش کجا میروی، جهان خالیست باتشکر از مطالب وبلاگ زیباتون

میثم اسفندیار

سلام و عشق تنها عشق تورا به گرمی یک سیب می کند مانوس و عاشق همیشه تنهاست.

انسانم آرزوست

سلام دوست عزیز ممنونم از حضورتون بروزم با..کسی غیر از سحر درپشت در نیست![گل]

ناهید

سلام وب بسیار خوبی دارید لطفا ما رو هم با نام ❤now and forever lee young ae❤ لینک کنید خبر کنید با چه اسمی لینکتون کنیم خییییییییلی ممنون[گل][گل][گل]

ادمین

سلام دوست گرامي در صورت تمايل نام سايت خود را در بخش سايت هاي ايراني اضافه کنيد و سپس سايت ما را با نام " کسب و کار اينترنتي " با آدرس زير لينک کنيد. تشکر http://www.irankasbokar.com

magi

خیلی قشنگ بود مرضیه جووووون بهم سر بزن اپم[ماچ]

hadis

لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا ، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخند ، با تمام سازهایت می رقصد. چارلی چاپلین

...

وااااااااااااااااااااااااااای مرضیه مرضیه مرضیه

esmaeil

[ناراحت][ناراحت][ناراحت] مرسي كه از بهار پيگيري كردين [ناراحت][ناراحت][ناراحت]