رنج از دیدگاه بزرگان

 

رنج هست، مرگ هست، اندوه جدایی هست،

اما آرامش نیز هست، شادی هست، رقص هست،

خدا هست.

زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است،

زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود،

دامان خدا را می جوید .

خورشید هنوز طلوع میکند،

فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است.

بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می کشد،

امواج دریا، آواز می خوانند،

بر می خیزند و خود را در آغوش ساحل گم میکنند،

گل ها باز می شوند و جلوه می کنند و می روند،

نیستی نیست،

هستی هست .

پایان نیست،

راه هست.

تولد هر کودک، نشان آن است که،

خدا هنوز از انسان ناامید نشده است.

رابنیندرانات تاگور

در رنجی که ما می بریم ، درد نه تنها در زخم هایمان ، که در اعماق قلب طبیعت نیز حضور دارد.در تغییر هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگون می یابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتش تحول می یابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان است . جبران خلیل جبران

قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند.ما قلب ها از ترس می میریم، تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند، یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم. «قلب من از رنج کشیدن می ترسد» *** همیشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج ،از خود رنج بدتر است» (تاریکترین لحظه ی شب،لحظه ی قبل از طلوع آفتاب است). پائولو کوئیلو

به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن است و درد ما نیز، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد ، نه آرام می شود و نه همچون ما تباهی می پذیرد . فردوسی

منبع:

razedanesh.com

/ 7 نظر / 21 بازدید
حدیث

ندگی یک بازی درد آور است ، زندگی یک بازی بی آخر است ، زندگی کردیم و اما باختیم ، کاخ خود را روی دریا ساختیم ، لمس باید کرد این اندوه را ، بر کمر باید کشید این کوه را ، زندگی را با همین غمها خوش است ، با همین بیش و همین کمها خوش است ، باختیم و هیچ شاکی نیستیم ، بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم .

حدیث

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم ، اکنون که بزرگ شده ایم چه دلتنگیم ، کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند ، اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم ، سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست !

حدیث

زندگی مثل بادکنکی است در دستان کودکی ، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد

اسماعیل

سلام ودرود . وممنون از اینکه به این حقیر سری زدید ما را مورد لطف قرار دادید. امید است در لحظه لحظه’زنگییتان موفق وپیروز بشید . با اون مطالب زیبایی.که داشتید . استفاده .واقعا’ عالی بود .موفق وپیروز باشید. ای کاش , آدمی را ,در پهنه’ وجود این گونه شوق دیدار این سان نثار وایثار این تار و پود پاک این مایه’ مهر بود , روزگارتان خوش ...[گل][گل][گل][خداحافظ]

جواد

من اپم اونم چه اپی؟[چشمک] فقط اونایی که منطقی فکر میکنند زود بیان و نظر بدند[گل]

جواد

من اپم اونم چه اپی؟[چشمک] فقط اونایی که منطقی فکر میکنند زود بیان و نظر بدند[گل]